تقدیم به عزیز ترین دوستم .....

انگار قلبم تندتر از روزای قبل میزنه فکر کنم میدونه باید تلاش خودش رو به خاطره اونی که دوستش داره انجام بده،ولی همیشه میگن از روی عقل باید تصمیم گرفت پس باید به خاطره تصمیم عاقلانه احساس خودم رو نادیده بگیرم من دوست ندارم به احساس خودم خیانت کنم پس میگم دوست دارم و عاشقتم بزار بگن دیوونست حاضرم به خاطره اونی که دوستش دارم دیوونه باشم، من که همه جوره میخوامت و از ته دل دوست دارم فقط نمیدونم ایا تو هم من رو دوست داری من رو همین طور که هستم میخوای؟

 

 

ای کاش پیشم بودی

ای کاش در این تنهایی کنارم بودی

و برای لحظه ای با تو بودن را احساس می کردم

این چه دردیست که تو را میبینم و نمی توانم بگویم دوستت دارم

ای کاش شیشه غرورم میشکست تا فریاد بزنم

ولی افسوس که می ترسم و گوشی شنوا نیست

کاش می دانستی با تمام وجود تو را می خواهم

ولی افسوس گوشی شنوا نیست

ای کاش اینجا بودی و گرمای وجودت از این خواب زمستانی نجاتم می داد

حالا که نیستی بگذار فریاد بزنم تا امواج صدایم گوشت را نخراشد: دوستت دارم

 

تا کدوم ستاره دنبال تو باشم

تا کجا بی خبر از حال تو باشم

مگه میشه از تو برید و دل کند

بگو می خوام تا ابد مال تو باشم

از کسی نیست که نشونی تو رو نگیرم

به تو روزی می رسم من،که بمیرم

هنوز هم جای دو دستات خالی مونده

تا قیامت توی دستای حقیرم

خاک هر جاده نشسته روی دوشم

کی میاد روزی که با تو روبرو شم

من که از اول قصه گفته بودم

غیر تو با سایه هم نمی جوشم

دلمان خوش است که می نویسیم و دیگران میخوانند و عده ای می گویند،

آه چه زیبا ، و بعضی اشک می ریزند و بعضی می خندند

دلمان خوش است به لذت های کوتاه ، به دروغ هایی که از راست بودن

قشنگترند،

به اینکه کسی برایمان دل بسوزاند یا کسی عاشقمان شود

با شاخه گلی دل می بندیم ، و با جمله ای دل می کنیم

دلمان خوش است به شب های دو نفری و نفس های نزدیک

دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشیدن لذتی

و وقتی چیزی مطابق میل ما نبود چقدر راحت لگد می زنیم

و چه

ساده می شکنیم همه چیز را