گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟
گفته بودي دلتنگي هايم را با قاصدک ها قسمت کنم تا به گوش تو برسانند. مي گفتي قاصدکها گوش شنوا دارند غم هايت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار . من اکنون صاحب دشتي قاصدکم. اما مگر تو نمي دانستي قاصدکهاي خيس از اشک مي ميرند؟
اکنون که می نویسم از تمام شب های تنهایی ام تنها ترم
از تمام دلتنگی ها دلتنگ ترم
هم چون روز روشن بر من هویداست که در مسیر زندگی ات روانه خواهی شد
و شاید هیچ گاه من در خاطرت نمانم
و من بی شک هر جا که باشم نشانی از تو دارم
که با تو بودن را برایم زنده می کند
تو می روی ومن با لبخند بدرقه ات می کنم
من می مانم و کوله باری ازاحساس تنهایی
می مانم
باز هم مثل همیشه
اما می دانم
در تنهایی هم
......!!با من هستی
تکه تکه خاطرات شکسته را کنار هم چیدم
تکه تکه روزهای از دست رفته را
اما تو نبودی
...چقدر جایت میان خاطراتم خالی بود
در تمام آن روزها
چقدر به احساس بودنت نیاز داشتم
چقدر...
حالا تو هستی
جایی دورتر از گذشته و نزدیکتر به روزهای در پیش
جایی میان خاطرات بارانی این روزهایم
کجایی....
دل نگرانی هایت ، دل نگرانم می کند
چقدر حرف برای گفتن با تو دارم
و چقدر واژه کم می آورم امروز برای از تو نوشتن
با عرض سلام وضمن خوش امدگویی به تمامیه عزیزانی که به این وبلاگ سرمیزنن.بازم میگم امیدوارم دلتنگ هیچ کسی نشین.دوستان عزیز مطالب این وبلاگ فقط در حد مطلب و خطاب به هیچ شخص خاصی نمی باشد.((کپی از مطالب مجاز نمیباشد))